|
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام دوباره آره حق با همتونه من اشتباه كردم ولي ديگه هيچ راه بهتري به ذهنم نرسيد آخه من ديگه دوستش ندارم و اين تقصير خودش بود آخه اونقدر از مهرداد(عشق قديمم) مي گفت و مي پرسيد كه عشقي كه براي هميشه رفته بود از كلم بيرون دوباره برگرده و جالب اينجاست كه اون (محمد) حالا دنبال منه و منم دنبال مهرداد هستم و، محمد از من مي خواد برگردم و من از مهرداد آخه خدا اين چه سرنوشتي بود كه به من دادي ، باشه ايرادي نداره هرچي تو بخواي منم همون را انجام مي دم . حالا شما مي گين چيكارش كنم . برم دنبال عشقم يا به عشق محمد جواب مثبت بدم ، نا گفته نماند كه چون محمد تك پسر هست و 5 تا خواهر داره و از خيلي هم خيلي بيشتر لوسه همه تو خوانواده من با محمد مخالفند همه حتي مهدي برادر كوچكم كه هميشه پشت محمد بود، اونم مي گه محمد به ما نمي خوره تازه هم كه پسر عمو پدرم هم براي پسرش به بابام پيغام داده و همه مي گن يا هيچ كس يا علي (پسر،پسر عمو بابام) . يعني چيكاركنم ،حامد هم كه انگار مرده نه نظر مي ده نه چت ميكنه نه مياد ببينمش تا باهاش حرف بزنم نه تو وبلاگ مينويسه . آ خه حامد به تو هم مي گن داداش ( بچه محلمونه ولي من بهش ميگم داداش اونم به من ميگه آبجي ولي 3 هفته ميشه كه نديدمش) . خوب من ميرم ولي شما يه كمكي بكنيد حامد كه مرده ( خدا نكنه البته)
خوب فيلا باييييييييييييي باييييييييييييييييييي......... راستي اين آدي منه (mahtab_bahal2002) اگه كاري داشتيد حتما بيايد.
راستي محسن مي دونم مي خوني پس بدون سيمكارتم سوخته كه زنگ نمي زنم هر وقت وصل شد رو چشمم زنگم ميزنم پس اعتراض ممنوع . ديگه باييييييييييييييييييييييي باييييييييييييييييييييييييي ...نظر يادتون نره ممنون








.jpg)

بی تو میمیرم
اگه يه روز من مُردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سرِ مزارم و گلِ سرخي رو
روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي که بهت داده بودم رو به خاطرم بيارم ... ولي... اگه
تو مُردي ... من فقط يک بار ميام مزارِت .. ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم رو که با خون
خودم سرخشون کردم ، برات هديه ميکنم وعاشقانه کنارت جون ميدم تا بدوني هيچ
وقت تنها
نیستی ......................



دوست داشتن يعني:
د : داشتن تو ٬ حتی برای لحظه ای ٬ به تمام عمر بی کسی ام می ارزد.
همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند.
و : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد.
س : سر سپرده ی برق نگاه توام ٬ لحظه ای که مرا در آغوش گرمت مهمان کنی .
ت : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شوی روزی که از خدا ذره ای نور طلب کردم.
ت : تپش های قلبم در گرو عشق تو ست که در رگهای زندگیم جاریست.
د : دوری از تو را باور ندارم ٬ حتی در رویا ٬ که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام .
ا : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ٬ وقتی که به دریا ی
نا آرام اشکهایم می نگری .
ر : راز مرگ دلتنگی هایم ٬ روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصیبم باشد.
م : مهتاب می سوزد ٬ تا ابد ٬ در آتش عشقت. که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی.




من به تو محتاجم........
به جاي دسته گلي که فردا بر سر قبرم مي گذاري امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن
به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم نثار ميکني امروز با تبسمي شادم کن
به جاي متنهاي تسليت گونه که فردا در روزنامه ها مينويسي امروز با پيامي کوچک خوشحالم کن
من امروز به تو احتياج دارم نه فردا

دوست ندارم که بگویم دوستت دارم دوست دارم که بدانی دوستت دارم

|